تبليغاتX

هیات مکتب الرضا (علیه السلام) شهرضا

      

      ((علمای شهرضا))

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390;ساعت 4:11;  توسط سید خادم الرضا;  | 

 

 

          حکیم میرزا محمد مهدی الهی قمشه ای

           تولد: 1319 ق. مطابق با 1281

لقب: محی الدین

تخلص: الهی

استادان:

ملا ابوالحسن قمشه‏ای (پدر)، ملا محمد هادی فرزانه قمشه‏ای، حسن امین جعفری، شیخ محمد حكیم خراسانی، شهید آیت الله سید حسن مدرس، آقا بزرگ حكیم (میرزا عسكری شهید)، حاج آقا حسین قمی، شیخ اسدالله یزدی، حاج ملا محمد علی معروف به فاضل، حاج شیخ حسن برسی، حاج میرزا حسن فقیه سبزواری، میرزا مهدی اصفهانی و حكیم محمد طاهر فقیه نصیری.

مدرك غیر حوزوی:

دكترا از دانشگاه تهران

تدریس خارج از حوزه:

ادبیات، منطق، حكمت در دانشگاه تهران

آثار علمی:

حاشیه و توضیحات بر تفسیر ابوالفتوح رازی، ترجمه قرآن به زبان شیوا و نثری زیبا و امروزین، ترجمه صحیفه سجادیه، ترجمه مفاتیح الجنان، حكمت الهی (دو جلد)، شرح فصوص الحكم فارابی، مشاهدات العارفین فی اصول السالكین، رساله در فلسفه كلی، رساله در سیر و سلوك، رساله در مراتب ادراك، حاشیه بر مبدا و معاد ملاصداری شیرازی و دیوان اشعار.

وفات: 1352 ش.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390;ساعت 2:20;  توسط سید خادم الرضا;  | 

  

    بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

هیات مکتب الرضا (علیه السلام) شهرضا از سال 1385 با هدف  تبلیغ و تبیین معارف حقه اهلبیت     (علیهم السلام )  کار خود را آغاز کرده است .

این  مجموعه که با تلاش کثیری از جوانان و اردتمندان آقا امام رضا (علیه السلام ) مشغول به خدمت شده هر هفته  شب های جمعه با برگزاری مراسم پر فیض دعای کمیل  سخنرانی و روضه خوانی به صورت دوره ای (در منازل ) وهمچنین در مناسبتهای مذهبی  میزبان مردم مومن و متدین شهرستان شهرضا میباشد .

 هیات مذکور در ماه مبارک رمضان فعالیت خود را به صورت ویژه در حسینیه و مسجد امام حسن مجتبی (علیه السلام ) واقع در 45 متری  ، کوچه جنب سروستان  راه خواجه خضر برگزار میکند  و آرزوی قلبی خود میداند که با عنایت کریم اهلبیت وهمت مردم خدا جوی شهرضا این مسجد نیز به زودی مراحل تکمیلی خود را به پایان برساند و پایگاهی محکم در جهت اعتلای آرمانهای امام زمان (عج) قرار بگیرد .

لازم به ذکر است که این مجموعه علاوه بر موارد فوق  فعالیتهای  فرهنگی متنوعی را نیز در برنامه خود دارد از جمله مسافرتهای زیارتی و سیاحتی ، پخش سی دی و کاتالوگ های مذهبی ، تجلیل مناسبتهای مهم مذهبی مانند فاطمیه و محرم و بر گزاری ویژه مراسم ولادت و شهادت امام رضا (علیه السلام) .

 

سخن اخر آنکه یا ثامن الایمه :

در کشور دل غیر توام یاری نیست         جز خدمت در گاه توام کاری نیست

هر چند بدم گدای باسابقه ام                 وین سابقه را جز تو خریداری نیست

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389;ساعت 1:44;  توسط سید خادم الرضا;  | 

         عکس علماء

امام خمینی (ره)

 مقام معظم رهبری (دام ظله)

 ایت الله بروجردی (ره)

 

 آیت الله تبریزی (ره)

ایت الله خویی (ره)

ایت الله گلپایگانی (ره)

ایت الله بهجت (ره)

آیت الله سیستانی (دام ظله)

ایت الله وحید خراسانی (دام ظله)

ایت الله روحانی (دام ظله)

آیت الله سبحانی (دام ظله) 

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

 آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظله)

 

آیت الله مکارم شیرازی (دام ظله)

 

 

 

ایت الله شبیری زنجانی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389;ساعت 20:56;  توسط سید خادم الرضا;  | 

 

 

 

(( تا دم مرگ حضرت زهرا س از ان دو نفر راضی نشد)) 

در این نوشته ، توسط اسناد برادران

اهل سنت به نتیجه ای خواهیم

رسید . ( البته باز هم مانند بحث های

قبلی منتظر جواب های برادران اهل

سنت هستیم )

اول به این قضیه می پردازیم که تا دم مرگ ، حضرت فاطمه سلام الله علیها از ابی بکر و عمر راضی نبودند .

در صحیحین برادران اهل سنت این مطلب نوشته شده که : فوجدت ای فغضبت فاطمة علی ابی بکر فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها .

یعنی فاطمه سلام الله علیها در حال خشم و غضب ابی بکر را ترک کردند و بر او غضبناک ماندند و با او حرف نزدند تا وفات نمودند آن گاه امیرالمومنین علی علیه السلام بر او نماز گزاردند و شبانه ایشان را دفن کردند و به ابی بکر نگفتند که بر جنازه حاضر شود و نماز بخواند .

علاوه بر این مطلب که در صحیحین آمده ، در باب 99 کفایة محمد بن یوسف گنجی شافعی نیز چنین مطلبی دیده می شود و ابو محمد عبد الله هم بن مسلم بن فتیبه دینوری در صفحه 14 الامامة و السیاسة آورده که حضرت فاطمه سلام الله علیها در بستر بیماری به ابی بکر و عمر فرمودند : انی اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانی و ما ارضیتمانی لئن لقیت النبی لاشکونکما

معنی این عبارت این است که حضرت زهرا به ابی بکر و عمر فرمودند : خدا و ملائکه را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر (ابی بکر و عمر) مرا بسخط آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید اگر پیغمبر را ملاقات کنم شکایت شما را خواهم نمود .

ابو محمد عبد الله بن مسلم قتیبه در همان کتاب نیز نوشته : غضبت فاطمة من ابی بکر و هجرته الی ان ماتت .

یعنی فاطمه سلام الله علیها از ابی بکر غضبناک شد و به همین حال غضب ، او (ابی بکر) را تا زمان مرگ ترک نمود .

از این مطالب و اخبار در کتاب های برادران سنت زیاده که ما به چند تا از آن ها مخصوصاً صحیحین آن ها اشاره کردیم .

حالا از این جا به بعد مبحث می خواهیم به سندها و مطالبی اشاره کنیم که می گویند اذیت فاطمه سلام الله علیها ، اذیت خدا و  پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است .

عموم علمای برادران اهل سنت ، مثل امام احمد در مسند و سلیمان قندوزی در ینابیع المودة و میرسید علی همدانی در مودة القربی و ابن حجر در صواعق از ترمذی و حاکم و بقیه آن ها با اختلاف کمو زیادی در الفاظ و عبارات نقل کرده اند که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  مکرر می فرمودند : فاطمة بضعة منی و هی نور عینی و ثمرة فوادی و روحی التی بین جنبی من آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله و من اغضبها فقد اغضبنی یوذینی ما آذاها .

یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مکرر می فرمودند که : فاطمه پاره تن من است و میوه دل و نور چشم و روح من که بین دو پهلوی من است کسی که فاطمه را اذیت کند مرا اذیت کرده است و کسی که مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده و کسی که فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده و اذیت می کند کسی که او را اذیت کند .

ابن حجر عسقلانی در اصابه ضمن ترجمه حالات حضرت فاطمه علیها سلام از صحیحین بهاری و مسلم نقل کرده است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : فاطمة بضعة منی یوذینی ما آذاها و یریبنی ما ارابها . ( فاطمه پاره تن من است مرا اذیت می نماید کسی که او را اذیت نماید و به من بدی می نماید کسی که با او بدی نماید . )

در صفحه 6 مطالب السول و محمد بن طلحه شافعی و حافظ ابونعیم اصفهانی در صفحه 40 جلد دوم حلیة الاولیا و خصائص العلوی امام ابوعبدالرحمن نسائی آمده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : انما فاطمة ابنتی بضعة منی یریبنی ما ارابها و یوذینی ما آذاها . ( جز این نیست که فاطمه دختر من پاره تن من است کسی که به او بدی نماید به من بدی نموده و کسی که او را اذیت نماید مرا اذیت نموده است . )

و ابوالقاسم حسین بن محمد (راغب اصفهانی) ذز صفحه 214 جلد دوم محاضرات الادبا نقل می کند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : فاطمة بضعة منی فمن اغضبها فقد اغضبنی . ( فاطمه پاره تن من است هر کس او را به غضب آورد مرا به غضب آورده است.  )

حافظ ابوموسی بن المثنی بصری متوفی سال 252 قمری در معجم خود و ابن حجر عسقلانی در صفحه 375 جلد 4 اصابه و ابویعلی موصلی در سنن و طبرانی در معجم و حاکم نیشابوری در صفحه 154 جلد سوم مستدرک و حافظ ابونعیم اصفهانی در فضایل الصحابه و حافظ ابن عساکر در تاریخ شام و سبط ابن جوزی در صفحه 175 تذکره و محب الدین طبری در صفحه 39 ذخایر و ابن حجر مکی در صفحه 105 صواعق و ابوالعرفان الصبان در صفحه 171 اسعاف الراغبین نقل کرده اند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دخترش فاطمه سلام الله علیها فرمودند : یا فاطمة ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک .

یعنی ای فاطمه به درستی که خداوند غضب می کند به غضب تو و راضی می شود به رضای تو .

و محمد بن اسماعیل بخاری در صفحه 71 صحیح در باب مناقب قرابة رسول الله از مسور بن محزمه و نیز در صفحه 75 نقل کرده است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : فاطمة بضعة منی فمن اغضبها فقد اغضبنی . ( فاطمه پاره تن من است پس کسی که او را به غضب آورد مرا به غضب آورده است . )

از این قبیل مطالب و اخبار در صحیحین بخاری و مسلم و سنن ابی داود و ترمذی و مسند امام احمد بن حنبل و صواعق ابن حجر و ینابیع المودة شیخ سلیمان بلخی حنفی برادران اهل سنت و دیگران در فضایل فاطمه سلام الله علیها بسیار آمده است .

خوب حالا مطلب اول و مطلب دوم نوشته را در کنار هم بگذارید .

بهتر است به آیه 57 سوره احزاب هم اشاره ای بکنیم .

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا

یعنی كسانى كه (مى ‏خواهند) خداوند و پيامبر او را برنجانند ، خداوند در دنيا و آخرت ايشان را لعنت مى‏ كند و برايشان عذابى خفت‏بار آماده ساخته است ‏.

و اما نتیجه گیری : اظهر من الشمس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389;ساعت 20:2;  توسط سید خادم الرضا;  | 

                      یازهرا دفع یک شبهه قربون بچه شیعه ها

 

آیا روایت «فاطمة‌ بضعة منی» فقط از طریق مسور بن مخرمة نقل شده است؟

توضیح سؤال:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

در یکى از سایتها با اهل سنت درباره خواستگارى حضرت امیرالمومنین علیه السلام از دختر ابوجهل بحث مى کردم. ایشان مى گفتند که ما قبول مى کنیم که مسور ناصبى است، پس روایات ایشان اعتبار ندارد. نتیجه اینکه روایت « فاطمه بضعة منى » از درجه اعتبار ساقط است.

شما چه پاسخى دارید ؟

بنده هر چه در کتب اهل سنت گشتم سند این روایت به او ختم مى شود و روایت صحیح دیگرى در این باب پیدا نکردم. فقط در کتاب مستدرک على الصحیحین روایت « ان الله یغضب لغضبک.... » را پیدا کردم که آن هم به دلیل وجود حسین بن زید در سند حدیث و منکر الحدیث بودن وى رد کردند.

پاسخ:

روایت خواستگارى امیرمؤمنان علیه السلام از دختر ابوجهل افسانه‌اى است دروغین كه ما پیش از این در آدرس ذیل به صورت مفصل از آن پاسخ داده‌ایم:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=140

اما در پاسخ به این مطلب كه اگر روایت خواستگارى از دختر ابوجهل دروغ باشد، پس اصل روایت «فاطمة بضعة منی» نیز باطل است؛ چرا كه از طریق مسور ناصبى نقل شده است.

اولاً: دلایل ما براى رد افسانه خواستگارى از دختر ابوجهل، فقط ناصبى بودن مسور بن مخرمه نبوده است، ما دلایل متعددى را ارائه كردیم كه مى‌توانید در همان مقاله بخوانید.

ثانیاً: روایت «فاطمة بضعة منی» با سند‌هاى متعدد از دیگر اصحاب رسول خدا صلى الله علیه وآله نیز نقل شده است كه ما به صورت براى هر یك از اصحاب، یك مصدر را نقل خواهیم كرد:

امیر المؤمنین علیه السلام:

بزار در مسند خود نقل مى‌كند:

(503)- [526] حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الْكُوفِیُّ، قَالَ: نا مَالِكُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ، قَالَ: نا قَیْسٌ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عِمْرَانَ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ زَیْدٍ، عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیِّبِ، عَنْ عَلِیٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، ُأَنَّهُ كَانَ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَیُّ شَیْءٍ خَیْرٌ لِلْمَرْأَةِ؟ فَسَكَتُوا، فَلَمَّا رَجَعْتُ قُلْتُ لِفَاطِمَةَ: أَیُّ شَیْءٍ خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ؟ قَالَتْ: أَلا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ، فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِلنَّبِیِّ (ص) فَقَالَ: إِنَّمَا فَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا.

از على بن أبى طالب علیه السلام نقل شده است كه او در خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله بود، رسول خدا فرمود: چه چیزى براى زن (از همه چیز) بهتر است؟ همه اصحاب ساكت شدند. على بن أبى طالب مى‌گوید: وقتى برگشتم به فاطمه سلام الله علیها گفتم: چه چیزى براى زنان (از همه چیز) بهتر است؟ گفت: این كه هیچ مردى او را نبیند. این مطلب را به رسول خدا گفتم، پس فرمود: فاطمه پاره تن من است، خداوند از او راضى باشد.

البزار، ابوبكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاى292 هـ)، البحر الزخار (مسند البزار)، ج2، ص159 ـ 160، تحقیق: د. محفوظ الرحمن زین الله، ناشر: مؤسسة علوم القرآن، مكتبة العلوم والحكم - بیروت، المدینة الطبعة: الأولى، 1409 هـ.

ابوهریره دوسی:

 (2191)- [3: 1186] حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ، أَخْبَرَنَا أَبُو یَحْیَى التَّیْمِیُّ، حَدَّثَنَا أَبُو إِسْحَاقَ الْمَخْزُومِیُّ، عَنِ الْمَقْبُرِیِّ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): " إِنَّمَا فَاطِمَةُ حَذِیَّةٌ مِنِّی یَقْبِضُنِی مَا قَبَضَهَا "

از ابوهریره نقل شده است كه رسول خدا (ص) فرمود: فاطمه پاره‌اى از تن من است، هر چیزى كه او را ناراحت كند، مرا ناراحت كرده است.

الحربی، أبو إسحاق إبراهیم بن إسحاق (متوفاى285هـ)، غریب الحدیث، ج 3، ص1186، تحقیق: د. سلیمان إبراهیم محمد العاید، ناشر: جامعة أم القرى ـ مكة المكرمة، الطبعة: الأولى، 1405هـ.

أنس بن مالك:

 (1480)- [1482] ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْوَاسِطِیُّ، ثنا یَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ عَبَّادِ بْنِ الْعَوَّامِ، ثنا عَمْرُو بْنُ عَوْنٍ، ثنا هُشَیْمٌ، ثنا یُونُسُ، عَنِ الْحَسَنِ، عَنْ أَنَسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): " مَا خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ؟ " فَلَمْ نَدْرِ مَا نَقُولُ، فَسَارَّ عَلِیٌّ إِلَى فَاطِمَةَ فَأَخْبَرَهَا بِذَلِكَ، فَقَالَتْ: فَهَلا قُلْتَ لَهُ: خَیْرٌ لَهُنَّ أَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَلا یَرَوْنَهُنَّ، فَرَجَعَ فَأَخْبَرَهُ بِذَلِكَ، فَقَالَ لَهُ: " مَنْ عَلَّمَكَ هَذَا؟ " قَالَ: فَاطِمَةُ، قَالَ: " إِنَّهَا بَضْعَةٌ مِنِّی ".

از أنس نقل شده است كه رسول خدا (ص) سؤال كرد: چه چیزى براى زنان بهتر است؟ ما نمى‌دانستیم كه چه بگوییم ؛ پس على (ع) پیش فاطمه رفت و او را از این مسأله باخبر كرد، پس فاطمه گفت: پس چرا نگفتى: براى آن بهتر است كه هیچ مردى را نبینند و هیچ مردى نیز آن‌ها را نبیند. على برگشت و همین جواب را به رسول خدا داد. رسول خدا سؤال كرد: چه كسى این مسأله را به تو یاد داده است؟ گفت: فاطمه: رسول خدا گفت: او پاره تن من است.

الأصبهانی، ابونعیم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)، حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج 2، ص41، ناشر: دار الكتاب العربی - بیروت، الطبعة: الرابعة، 1405هـ.

عمرو بن حزم الأنصاری:

وَإِنَّ أَبَا بَكْرِ بْنَ مُحَمَّدٍ یَعْنِی عَمْرَو بْنَ حَزْمٍ حَدَّثَنِی، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ K قَالَ: " فَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّی، وَیُسْخِطُنِی مَا أَسْخَطَهَا، وَیُرْضِینِی مَا أَرْضَاهَا ".

النصیبی، أبو بكر بن خلاد (متوفاى 510هـ)، فوائد أبی بكر النصیبی، ص53، ح217، تحقیق: قسم المخطوطات بشركة أفق للبرمجیات، ناشر: شركة أفق للبرمجیات ـ مصر، الطبعة: الأولى، 2004م

محمد حنفیة:

32269 حدثنا بن عیینة عن عمرو عن محمد بن علی قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم إنما فاطمة بضعة منی فمن أغضبها أغضبنی.

إبن أبی شیبة الكوفی، ابوبكر عبد الله بن محمد (متوفاى235 هـ)، الكتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج 6، ص388، تحقیق: كمال یوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.

عبد الله بن زبیر:

(1960)- [2193] حَدَّثَنَا مُؤَمَّلُ بْنُ هِشَامٍ، قَالَ: نا إِسْمَاعِیلُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ، عَنْ أَیُّوبَ، عَنِ ابْنِ أَبِی مُلَیْكَةَ، عَنِ ابْنِ الزُّبَیْرِ، عَنِ النَّبِیِّ (ص): " إِنَّمَا فَاطِمَةُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا بَضْعَةٌ مِنِّی، یَغِیظُنِی مَا یَغِیظُهَا، وَقَالَ مَرَّةً أُخْرَى: وَیُؤْذِینِی مَا آذَاهَا ".

فاطمه پاره تن من است، هر چیزى كه او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است. و بار دیگر فرمود: هر چیزى كه او را اذیت كند، مرا اذیت مى‌كند.

البزار، ابوبكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاى292 هـ)، البحر الزخار (مسند البزار)، ج 6، ص150، تحقیق: د. محفوظ الرحمن زین الله، ناشر: مؤسسة علوم القرآن، مكتبة العلوم والحكم - بیروت، المدینة الطبعة: الأولى، 1409 هـ.

همین روایت را ابوإسحاق حربى با این سند و متن نقل كرده است:

حدثنا مسدد حدثنا إسماعیل عن ایوب عن ابن أبى ملیكة عن ابن الزبیر قال النبى صلى الله علیه: فاطمة بضعة منى. ینصبنى ما أنصبها.

رسول خدا (ص) فرمود: فاطمه پاره تن من است، مرا ناراحت مى‌كند، هر چیزى كه او را ناراحت كند.

 الحربی، أبو إسحاق إبراهیم بن إسحاق (متوفاى285هـ)، غریب الحدیث، ج 2، ص792، تحقیق: د. سلیمان إبراهیم محمد العاید، ناشر: جامعة أم القرى ـ مكة المكرمة، الطبعة: الأولى، 1405هـ.

عائشه دختر ابوبكر:

برخى به صورت مرسل نقل كرده‌اند كه رسول خدا همین مطلب را خطاب به عائشه گفته است:

وروی عنه [ص] أنه قال لعائشة رضی الله عنها " یا عائشة فاطمة بضعة منی یریبنی ما یریبها.

الماوردی البصری الشافعی، علی بن محمد بن حبیب (متوفاى450هـ)، الحاوی الكبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، ج 17، ص164، تحقیق الشیخ علی محمد معوض - الشیخ عادل أحمد عبد الموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ -1999م.

ابوإسحاق شیرازى مى‌گوید كه شهادت فرزند براى پدر نافذ نیست؛ زیرا كه فرزند پاره تن پدر است:

ولان الولد بضعة من الوالد ولهذا قال علیه الصلاة السلام یا عائشة إن فاطمة بضعة منى یریبنى ما یریبها.

الشیرازی الشافعی، ابوإسحاق إبراهیم بن علی بن یوسف (متوفاى 476هـ)، المهذب فی فقه الإمام الشافعی، ج 2، ص330، ناشر:دار الفكر – بیروت.

در نتیجه، روایت «فاطمة بضعة منی» فقط از طریق مسور بن مخرمه نقل نشده است، دیگر اصحاب نیز آن را نقل كرده‌اند.

****

اما این كه گفتید روایت «إن الله یغضب لغضبك» به خاطر وجود حسین بن زید مردود است، درست نیست؛ چرا كه بزرگان اهل سنت همین روایت را تصحیح كرده‌اند:

حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ الْحَضْرَمِیُّ حدثنا عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدِ بن سَالِمٍ الْقَزَّازُ حدثنا حُسَیْنُ بن زَیْدِ بن عَلِیٍّ عن عَلِیِّ بن عُمَرَ بن عَلِیٍّ عن جَعْفَرِ بن مُحَمَّدٍ عن أبیه عن عَلِیِّ بن الْحُسَیْنِ عَنِ الْحُسَیْنِ بن عَلِیٍّ رضی اللَّهُ عنه عن عَلِیٍّ رضی اللَّهُ عنه قال قال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم لِفَاطِمَةَ رضی اللَّهُ عنها أن اللَّهَ یَغْضِبُ لِغَضَبِكِ وَیَرْضَى لِرَضَاكِ

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الكبیر، ج 1، ص108، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

حاكم نیشابورى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:

هذا حدیثٌ صحیحُ الإسنادِ وَلَم یُخرِجاهُ.

الحاكم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرك علی الصحیحین، ج3، ص167، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

هیثمى بعد از نقل آن گفته است:

رواهُ الطبرانی وإسنادُهُ حَسَنٌ.

الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بكر (متوفاى 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج9، ص203، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الكتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج)

يکشنبه 17/11/1389-14:39

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389;ساعت 19:53;  توسط سید خادم الرضا;  | 

درس‌هایی از ازدواج حضرت زهرا

 

(س) و حضرت علی (ع) برای

 

خانواده‌ها


 

ا

از ماجرای ازدواج حضرت علی‌علیه‌السلام و حضرت فاطمه‌علیهماالسلام نکات بسیار جالبی را می‌آموزیم که اگر خواهان سعادتیم و پیروی راستین اسلام، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آنکه ساده‌ زیستی در تمام شوون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد، و گرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ی ذهن‌های کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها می‌افتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگین‌تر می‌شود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می‌گیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی می‌کشاند، و بر فساد و نابسامانی‌های روانی و مشکلات اخلاقی می‌افزاید.

درس‌هائی که از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام می‌گیریم از این قرار است:


1- کفو و همتا بودن:

یکی از اصول اساسی و رازهای موفقیت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زیرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از یکدیگر امکان‌پذیر است.

برخی تصور می‌کنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سوئی آرمان‌ها، خواست‌ها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهی‌های علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگی‌های اخلاقی و فرهنگی است.

اگر مسئله همتایی نبود، بدون تردید دختران زیبایی در مدینه بودند که از ازدواج با حضرت علی علیه‌السلام خرسند می‌شدند. اما او حتی از آنان خواستگاری هم نکرد و برای حضرت فاطمه علیهماالسلام نیز خواستگاران فراوانی بودند امّا حضرت فاطمه علیهماالسلام و پیامبرصلی‌الله علیه و‌آله به این وصلت‌ها راضی نشدند تنها حضرت فاطمه علیهماالسلام و روح والای او بود که زیبایی‌ها و شکوه معنوی حضرت علی‌علیه‌السلام را درک می‌کرد . در این مورد پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله فرمودند: اگر خدا علی را نمی‌‌آفرید برای فاطمه کفو و همتایی وجود نداشت. (1)


2- خواستگاری بدون واسطه

خواستگاری بدون هیچ تشریفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علی‌علیه‌السلام شخصاً به خواستگاری حضرت فاطمه علیهماالسلام از پیامبر صلی‌الله علیه وآله اقدام نمود.


3- شرط اول : رضایت دختر

پیامبر گرامی صلی‌الله علیه وآله بدون رضایت دخترش حضرت فاطمه علیهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد.


4- قناعت

در تهیه جهیزیه به ضروری‌ترین و ابتدائی‌ترین وسائل زندگی در آن عصر بسنده شد، از سیرت پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وآله می‌آموزیم که بایستی در الگوی مصرف تجدید نظر کنیم و در زندگی فناپذیر و زودگذر دنیا به حداقل ممکن قناعت ورزیم تا از گذرگاه پرهیاهوی زندگی سبکبار بگذریم و تن به بردگی این و آن ندهیم.

مگر حضرت فاطمه علیها‌السلام دختر پیامبر صلی‌الله علیه وآله رهبر بی‌نظیر مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنی‌هاشم یعنی اصیل‌ترین و شریف‌ترین تیره‌های عرب به حساب نمی‌آمد؟ مگر مادرش حضرت خدیجه علیهما‌السلام ثروتمندترین زن عرب در عصر خویش نبود؟ مگر از همه جهات علمی فردی آگاهتر و اندیشمندتر از همگان نبود؟ مگر پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه‌ وآله نمی‌توانست جهیزیه زیادی را همراه دخترش کند؟

پاسخ همه این سوالات «مثبت» است اما منش و روش پیامبر عظیم ‌الشأن اسلام صلی‌الله علیه و‌آله و خاندانش بر ساده‌ زیستی استوار است . (2)

متأسفانه در برخی خانواده‌ها به خصوص قشر مرفه جامعه جهیزیه دخترانشان نمایشگاه بین‌المللی کاملی است از لوازم خانگی داخلی و خارجی که برقش چشم‌های ظاهربین را خیره می‌کند.


5- مهیا کردن خانه برای ورود عروس

اکنون ببینیم علی بن ابیطالب علیه‌السلام شهسوار اسلام و محبوب‌ترین مردان و نزدیکترین آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهیه کرد:

ابن شهر آشوب در مناقب نقل می‌کند: که حضرت علی‌علیه‌السلام نیز اتاق خود را برای عروسی آماده کرد. بدین ترتیب که:

ابتدا مقداری ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبی هم تهیه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباس‌های خود را روی آن بیندازد، و یک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و یک بالش نیز که داخلش را از لیف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد. (3) همین .


 

پی نوشت‌ها:

1- ینابیع الموده، ص 177 و 237.

2- زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام تألیف محمد قاسم‌پور با مقدمه آیت‌الله مرعشی نجفی ص47.

3- زندگانی حضرت فاطمه علیهما‌السلام و دختران آن‌حضرت مولف سیدهاشم رسولی محلاتی ص‌56.


منبع : کتاب شفیعه ی محشر یا مظلومه ی پیامبر –

نوشته سید عبدالله حسینی دشتی

سایت تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان 1389;ساعت 23:22;  توسط سید خادم الرضا;  | 

۱ ) علائم   حتمی قبل از ظهور

ِ

۱ – آمدن وخروج سفیانی

۲ – صیحۀ آسمانی

۳  – قتل نقس زکیه

۴ – ظهور  آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

۵ – خسف البیداء

۶ – آمدن سید حسنی

۷ – آمدن سید یمانی

و اما توضیحاتی بر نکات بالا

۱- سفیانی فردی است به نام عثمان بن عنبثة بن یزید بن معاویة بن ابی سفیان { لعنة الله علیهم اجمعین } که از شام قیام میکند و کشتار زیادی به راه می اندازد شام – حمص – قنصرین – اردن – کوفه – نجف –  مدینه را قتل عام میکند و برای جدا کردن سرهای شیعان پاداش و جائزه در نظر میگیرد

قیام این ملعون در ماه رجب اتفاق می افتد و شش ماه بطول می انجامد که در این هنگام است که حضرت ظهورمیفرماید وبعد از سه ماه یاران و لشگریانش در بین مکه و مدینه با (خسف البیداء ) به زمین فرو روند و خود ملعونش بدست یاران حضرت در فلسطین بدرک واصل میشود که جمعاً حکومت این ملعون به نُه  ماه میرسد

صیحۀ آسمانی : صداهائی است که از آسمان شنیده میشود صیحۀ اول کلام ابلیس است زمانی که سفیانی قیام

کند  شیطان فریاد میزند که ای مردم اگر میخواهید نجات پیدا کنید به سفیانی بپیوندید

صیحۀ دوم کلام حضرت جبرئیل است که در سحر گاه ۲۳ رمضان فریاد میکند که مردم امام زمان در شُرف ظهور است آماده برای نصرت ایشان شوید

صیحۀ سوم کلام زیبای خود حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در سحر گاه روز عاشورا در شهر مکه در مسجد الحرام پشت به خانۀ خدا میدهد و می فرماید

الا یا اهل العالم انا بقیة الله

الا یا اهل العالم ان جدی الحسین الذین قتلوه عطشانا

و مطالب دیگری را هم عنوان میفرمایند

قتل نفس زکیه : حدوداً ده روز به ظهور مانده آقا یکی از جوانان بسیار مؤمن و با اخلاص خود را برای اتمام حجت و خبر دادن به مردم به مکه میفرستد ایشان بعد از نماز وهابیون با آنها صحبت میکند راجع به دین حقه تشیع وباطل بودن اعتقاداتشان وکلماتی در باره ظهور میگوید که او را بطور فجیعی بقتل میرسانند

ظهور حضرت در روز عاشورا است و از مسجد الحرام قیام میفرماید و شهر مکه را متصرف میشود

خسف البیداء : شیعیان که می بینند شهر مکه به یک لحظه سقوط کرد و اختیارش همان روز بدست حضرت افتاد با خوشحالی هر چه تمامتر از حضرت میخواهند که به مدینه حرکت کنند و آنحضرت میفرمایند : تا وعده جدم تحقق پیدا نکند از مکه خارج نمیشوم.

سؤال میکنند وعده جدتان چیست ؟ حضرت میفرمایند : خسف البیداء { پاره شدن و شکافته شدن بیابان }

مطلب از این قرار است که وقتی سفیانی از ظهور حضرت مطلع میشود برای باز پس گرفتن شهر مکه و کشتن شیعیان راهی مکه میشود که به ناگه در بیابان مکه و مدینه ملکی از آسمان بر زمین می آید وبا اشاره ای زمین زیر پای یاران سفیانی را میشکافد و تمام آنها را به قعر زمین میفرستد و نابودشان میکند بعد از این قیام حضرت شروع میشود و به مدینه وشهرهای دیگر تشریف میبرند

سید حسنی : یکی از شخصیتهای شیعی است که برای نصرت حضرت یاورانی را جمع آوری می کند و به خدمت امام تقدیم مینماید

در ضمن شخصیتهای زیادی در روایات آمده ولی تحت عنوان علائم حتمی نیامده

آنها از این قرارند

سید هاشمی خراسان

شعیب بن صالح

حاکمی از آفریقا

فردی از مصر

تمامی آنها با یارانشان برای یاری ، به خدمت آنحضرت شرفیاب می شوند

سید یمانی فردی است از یمن که قبل از ظهور حضرت قیام میکند و در یمن حکومت شیعی تشکیل میدهد و پادشاه یمن را از بین ببرند و کشور را متصرف شوند در آنهنگام است که غربی ها برای گرفتن کشور از شیعیان وارد یمن میشوند که همزمان با آمدن سفیانی میباشد

سید یمانی زمان ظهور لشگریان خود را تقدیم حضرت میکند

بر گرفته از کتابهای بحار الانوار – روزگار رهائی – الملاحم و الفتن – نوائب الدهور – عصر ظهور آقای علی کورانی

خداوندا هر چه سریعتردر ظهور ارباب عالمیان تعجیل بفرما و شیعیان را در پناه مولایشان از تمامی خطرات حفظ بفرما آمین یارب العالمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389;ساعت 13:1;  توسط سید خادم الرضا;  | 

    اللهم عجل لولیک الفرج

برای دیدن تصویر بزرگ و واضح تر  به ادرس زیر مراجعه کنید :

http://mfrbook.persiangig.com/www.MFR.coo.ir.JPG

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389;ساعت 19:3;  توسط سید خادم الرضا;  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389;ساعت 0:20;  توسط سید خادم الرضا;  | 

كدهای جاوا وبلاگ